هفته کتاب و کتابخوانی گرامی باد.
قاف

«قاف» نوشته یاسین حجازی
ناشر: موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
تعداد صفحات: ۱۱۶۲
سال انتشار: ۱۳۹۴
«این کتاب حاصل بازخوانی سه کتاب کهن فارسی است که کمسالترینشان، هشت قرن پیش نوشته شده است: سیرت رسولالله به سال ۶۱۲ هجری قمری و شرفالنبی حدود سالهای ۵۷۷ و ۵۸۵ هجری قمری و تفسیر سورابادی حدود ۴۷۰ هجری قمری. کتاب «قاف» پیشنهادی برای خوانده شدن این سه کتاب بزرگ است.» این چند جمله، معرفی قاف در صفحات ابتدایی کتاب از زبان ویراستار آن بود. حجازی در این کتاب که نوشتن آن 3 سال زمان برده است، همچون اثر قبلی خود «کتاب آه»، نقش ویراستاری را داشته که تلاش کرده است تا متنهای کهن را برای خواننده امروزی خواندنی کند. قاف مرور زندگی آخرین پیامبر از دل منابع قدیمی است.
ویراستار در این بازخوانی دو اصل را برای خود تعیین کرده است. اصل اول اینکه فقط پیامبر را دنبال کند. یعنی واقعهها و شخصیتها صرفا بهانههایی برای تعقیب پیامبر بودند و اصل دوم اینکه از تمام متن سه کتاب فقط عناصر دراماتیک را جدا کرده است؛ عناصر دراماتیک یعنی ایماژها و دیالوگها. شاید بتوان گفت که این اثر نوعی کولاژ موفق است که ویراستار با استفاده از کنار هم قرار دادن تصویرها و دیالوگها داستان نهایی آن را رقم میزند.
داستانهای شنیدنی از پیامبر اسلام(ص)

ماجرای عجیب دانشمند یهودی در مکّه
هنگامی که پیامبر(ص) دیده به جهان گشود، یکی از یهودیان آگاه، در مکّه نزد بزرگان قریش (که از سران مکّه بودند) آمد، و با تعجّب گفت: آیا امشب، در میان شما کودکی به دنیا آمده است؟ پاسخ دادند: نه.
یهودی گفت: پس او در فلسطین به دنیا آمده که نامش احمد است و از نشانههای او اینکه خالی به رنگ ابریشم خاکستری، در بین شانههایش قرار دارد.
قریشیان متفرّق شدند و به جستجو پرداختند، دریافتند کودکی در خانهی عبدالله بن عبدالمطّلب به دنیا آمده است، جریان را به دانشمند یهودی گفتند، یهودی خود را به آن کودک رسانید، کودک را از مادرش آمنه گرفت، سپس بین شانهاش را دید، ناگاه بیهوش شد. هنگامی که به هوش آمد، حاضران از یهودی پرسیدند: چرا حالت دگرگون شد؟
او در پاسخ گفت: «مقام نبوّت تا روز قیامت از بنیاسرائیل بیرون رفت، سوگند به خدا، این کودک همان پیامبر(ص) است که بنیاسرائیل را به هلاکت میرساند».
قریشیان از این مژده، شادمان شدند.
یهودی به آنها گفت: «سوگند به خدا، این نوزاد، آنچنان به شما عظمت و آبرو میبخشد، که عظمت شما در همه جای دنیا، به زبان مردم میافتد».
ابوسفیان که در آنجا بود، گفت: او به طائفه مضّر ( که خودش از آن طایفه بود) عظمت میبخشد.
دومین شماره ماهنامه کتابخوان ویژه شهریور و مهر ۱۳۹۹ منتشر شد

